تبليغاتX
امردادگان

امردادگان

جشن های سالانه زرتشتیان (زیر شاخه وب لاگ امردادگان)

*** جشن یلدا ***

از دیگر جشن های زرتشتیان که امرزه هم نزد مسلمانان و هم زرتشتیان پیگیری می شود جشن شب یلدا ( بزرگترین شب سال ) یا همان شب چله در نزد زرتشتیان است.

 

شب یلدا یا شب چله شب اول زمستان و درازترین شب سال است. و فردای آن با دمیدن خورشید ، روزها بزرگتر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد .این بود که ایرانیان باستان شب آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خوانند و برای آن جشن بزرگی برپا می کردند.

یلدا کلمه ای است سریانی به چم تولد و به گفته ابوریحان بیرونی آن را شب زادن ترجمه کرده اند.

 

آیین شب یلدا ( شب چله )

آیین شب یلدا در نزد زرتشتیان به این صورت است.خوردن آجیل مخصوص ، هندوانه و انار و شیرینی و میوه های گوناگون که همه جنبه نمادین دارند و نشانه برکت و تندرستی و فراوانی و شادکامی هستند.در این شب هم مثل جشن تیرگان ، فال گرفتن ، کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پری یا پوکی آن آینده گویی می کنند. این یکی از سرگرمیهای این شب است.

در پایان این شب برای پیشوازی از تابندگی بیشتر خورشید و زایش مهر نماز خونده شده و از یزدان بزرگ سپاسگذاری می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 14:5  توسط آروین اشون کیانی  | 

*** جشن سده ***

جشن سده جشن پیدایش آتش است.سد روز از پایان تابستان باستانی ( هفت ماه ) گذشته و یا سد شب و روز به نوروز مانده است و کهن بودن آن به پایه جشن های نوروز و مهرگان می رسد.

از نظر طبیعی نیاکان ما در روزگاران بسیار کهن ، سال را به دو پاره بخش می کردند . تابستان که هفت ماه به درازا می کشید . در نخستین روز فروردین آغاز و آخرین روز مهر پایانه داشت.زمستان از آغاز آبان ماه شروع می شد و تا پایان اسفند ماه به طول می انجامید. جشن سده سدمین روز از آغاز زمستان و یا سد روز و شب ( پنجاه روز و پنجاه شب ) به اول تابستان بود.

از نظر تاریخی نسبت این جشن به هوشنگ شاه داده شده است.در شاهنامه آمده است که روزی هوشنگ شاه با همراهانش در کوهی می رفتند ناگهان چیزی دراز ، تیره تن و سیاه رنگ دید.که ماری بود و هوشنگ با هوش و هنگ ، سنگی گرفت و سوی مار پرتاب کرد که آن را بکشد.سنگ به سنگ دیگری برخورد کرد و جون هر دو سنگ چخماق بودند ، فروغی ( جرقه ) پدیدار شد ، به بوته گرفت و مار فرار کرد . از این رویداد هوشنگ شاه شادمان شد و خداوند را نیایش کرد که راز آتش را بر او اشکار ساخت . شادمان و پیروز ، هوشنگ شاه آن روز را جشن اعلام کرد و این سنت تا امروز برجاست.

 

فردوسی می فرماید:

 

برآمد به سنگ گران سنگ خرد                                              هم آن و هم این سنگ گردید خرد

فروغی پدید آمد از هر دو سنگ                                                  دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

جهاندار پیش جهان آفرین                                                         نیایش همی کرد و خواند آفرین

که او را فروغی چنین هدیه داد                                                        همین آتش آنگاه قبله نهاد

یکی جشن کرد آن شب و باده خورد                                        "سده" نام آن جشن فرخنده کرد

 

از نظر دینی این جشن به یاد آورنده اهمیت نور ، آتش و انرژی است . نوری که خداوند جداست و از خداوند جدا هم نیست.قبله ای که در همه جا هست.هر جا نور هست خدا آنجاست. بهشت در اوستا روشنایی بی پایان ( انارام ) خوانده شده است.

 

آیین جشن سده:

در ایران و در نزد زرتشتیان این جشن نزدیک غروب آفتاب ، با آتش افروزی آغاز می شود و کوه هایی از بوته و خار و هیزم در بیرون شهر فراهم شده ، در حالیکه موبدان لاله به دست اوستا زمزمه می کنند ، بوته ها رو روشن کرده و مردمی که در آنجا جمع شده اند نماز آتش نیایش خوانده ، سپس دست یکدیگر را گرفته به دور آتش می چرخند و شادی و پایکوبی می کنند.

این مراسم سدها سال است که توسط زرتشتیان کرمان در بیرون از شهر انجام شده و همه مرد و زن ،زرتشتی و مسلمان و کلیمی در آنجا گرد هم آمده و در شادی شرکت می کنند.در تهران تنها 30 سال است که با شکوه توسط سازمان فروهر در باغ ورجاوند ( کوشک ورجاوند کرج ) برگزار می شود . در شیراز 5 سال  برابر کعبه زرتشت در نزدیکی تخت جمشید برگزار شد.

برگرفته از نگاشته های دکتر مهر.

 

اجرای این مراسم نزد زرتشتیان که ما گواه آن هستیم بدین گونه است که:

پس از غروب آفتاب سه تن از موبدان در حالیکه لباس سپید بر تن دارند به سوی توده ای از هیزم خشک که از روز قبل تهیه کرده اند حرکت می نمایند.گروهی از جوانان هم که لباس سپید بر تن دارند ( سه پسر و سه دختر ) با مشعلهای روشن موبدان را همراهی می کنند( یک درمیان دختر و پسر به دنبال هم ).موبدان بخشی از اوستا را که معمولا آتش نیایش می باشد را می سرایند . موبد بزرگ به وسیله آتش موجود در آتشدان و جوانان سپید پوش با یاری شعله های مشعل هیزم را آتش می زند . گروه موزیک از آغاز تا پایان آهنگ شادی می نوازد . زرتشتیان با شادی پیروزی شعله ور شدن آتش سده را جشن می گیرند و به امید آنکه تا جشن سال دیگر روشنایی و گرمی در دلهایشان باشد به خانه بازمی گردند.

حضور در این جشن برای همه اقوام ایرانی آزاد بوده و همه از قبیل مسلمانان و مسیحیان و یهودیان در این جشن میتوانند نظاره گر سده ی ملی و برافروخته شدن آتش زرتشتیان باشند.

اینک به یک گزارش تصویری از ورجاوند سال 3743 که جای شما بسیار خالی بود بنگرید.

 

 

                   ورود

در ابتدا برای ورود به همکیشان گرامی فرخنده باد گویند.

 

 

                   آذین بندی محیط سده

همه جا آذین بندی شده و چراغانی شده است

 

 

                  سازمان جونان

پیش از آغاز مراسم نمایشگاه کتاب و آثار باستانی را مردم نظاره گر هستند و سازمان جوانان از عملکرد خود گزارش می دهد

 

 

                  موبدان

با قرار گرفتن موبدان در محل مراسم شکل جدی تری به خود گرفته و آماده آغاز می شود.

 

 

                             آتش مقابل همازور

این هم آتش مخصوص سده که بر آفرینگان در حال تلالو می باشد و در برابر همازور این مراسم قرار دارد.

 

 

                 موبدیاران در حال خواندن گاتها

موبدیاران پیش از آغاز مراسم رسمی گاتها میخوانند و خانوم فرزانه آنها را به فارسی امروزی ترجمه می کند.  

 

                          

                           سخنرانی دکتر نیکنام

قابل توجه عزیزانی که بسیار مایل بودند دکتر کوروش نیکنام را ببینند!

 

 

                          پذیرایی

پیش از شروع مراسم یکی از زنان زرتشتی در محوطه می گردد و از عزیزان بازدید کننده با نقل و شیرینی پذیرایی می کند.

 

 

                         همون!!!!!

اسمشو نمی برم اما دوستش دارم . خیلی بامزه حرف می زنه!!!!!میذارمش که خودش هم بیاد ببینه!اما یه نمونه از لباس زرتشتیه تنشه که واسه شماها شاید جالب باشه.

 

 

                 هلهله زرتشتیان

هلهله زرتشتیان پیش از شروع مراسم بسیار زیاده. این هلهله از طرف خانومها خیلی بیشتره!!!

 

 

                  آغاز

سه موبد به همراه سه پسر و سه دختر به طرف کوه رفته و برای روشن کردن آن با مشعلهایی که در دست جوانان است اوستا خوانده و روشنش می کنند. ببخشید عکسهای این قسمت نیمه اسکن شده!! و هنگامیکه روشن می شود اینقدر پرشکوه و پر گرماست که مردم را تا 50 متر عقب می راند.سرمای سوزان و شب سده با گرمی این آتش خروشان به روز تبدیل می شود و روشن می گردد.

 

 

                 آتش سده

زبانه کشیدن آتش روح انسان را پر خروش می کند . ایکاش حضور داشته باشید.

 

 

                            رقص همگانی

در تمام طول مراسم گروه موزیک موسیقی به اجرا گذاشته و زنان و مردان در کنار هم به رقص و شادی می پردازند و دور آتش می گردند.

 

 

                           پایانه رقصها

در پایان همگان به طور آهسته ای آتش را که در حال خاموشی است را دور میزنند.

 

 

 

به امید اینکه امسال 10 بهمن شما را هم کنار خود حس کرده و با گرمی بیشتر این جشن ملی را برای همیشه به یادگار گذاریم.

بدرود و به امید ایرانی پاینده و بزرگ داریوشی.

و به امید برگزاری همیشگی سده در همه نقاط کشور گرمیمان . چون شاید با فرهنگ عرب متناقض باشد!!! که همآره در پی عزاداری است اما به هیچ عنوان مناسک دینی دیگر را اشکال زایی نمیکند.

 

 

            سده ی شیراز سال گذشته

.

  

این هم سده ی شیراز را که دوست گرامی و همکیش ارجمند ما خانوم نگار دهقانی برای ما ارسال کرده اند که در وبلاگ استفاده کنبم . سپاس به امید دیدار در درمهر یزد در نوروز سال آینده.

                                                                                                             

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 14:3  توسط آروین اشون کیانی  | 

*** جشن نوروز ***

 

نوروز بدون گفتگو ، زیباترین جشن میان جشن های همه ی ادیان و اقوام و منطقی ترین مبدا برای آغاز سال است. در این جشن سه جنبه نجومی و ملی و دینی با برجستگی به چشم می خورد.

از دیدگاه نجومی ، این روز مقارن با اعتدال ربیعی یعنی هنگامی که است که خورشید روی مدار استوا قرار می گیرد و روز و شب برابر است. روزی که طبیعت از خواب زمستانی بیدار می شود و زندگی نو آغاز می کند ، روزی که زیبایی آفرینش در والاترین چهره خود آشکار می شود . به گفته ابوریحان بیرونی :

" نوروز نخستین روز از فروردین ماه ،،، و پیشانی سال نو است ، و ششم فروردین ماه نوروز بزرگ باشد.( زاد روز اشو زرتشت ) ، زیرا که خسروان بد آن پنج روز حق های حشم ( خویشان و چاکران ) و گروهان بگذاردندی و حاجت ها روا کردندی و آن گاه بد آن روز ششم خلوت کردندی خاصگان را و اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین است که اول روزی است که از زمانه و بدو ملک آغازید گردیدن "

 

هنگامی که جمشید شاه از کارهای سازندگی فارغ شد ، مردمان در آسایش ، کشور در آبادانی و همه جیز فراوان بود ، به دیوان فرمان داد تا تختی زرین و جواهر نشان برای او بسازند و او را به هوا برند و این روز را آغاز سال نو خواندند.

 

سر سال نو هرمز و فرودین                                                        بر آسوده از رنج تن دل ز کین

به جمشید بر گوهر افشاندند                                                         مر آن روز را روز نو خواندند

بزرگان به شادی بیاراستند                                                     می و رود و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار                                                          بماند از آن خسروان یادگار

 

 

از زمان ساسانیان رسم بود که 25 روز پیش ار نوروز بر روی هفت ستون گلی ، غلات یا حبوبات می کاشتند و هر کدام محصولش خوب می شد ، باور داشتند که آن محصول در آن سال خوب می شود . خانه تکانی و لباس نو پوشیدن و بازدید و تبادل هدایا ( مراسمی که امروزه نیز به یادگار برای مسلمانان نیز مانده است ) از سنتهای این عید است. سفره هفت سین یا گویا درست تر آن هفت شین ، که اشاره به هفت امشاسپندان است....آتش و آیینه ، اوستا ، گلاب پاش ، نقل سپید ، ظرف آب ، آویشن ، شاخه های سرو و مورد ، پلو ماهی ، انار و آجیل همه مفاهیم نمادین (سمبلیک) داشتند

جشن نوروز به بسیاری از کشورهای اسلامی ، تا مغولستان در آسیا و مصر و زنگبار در آفریقا رفت، اکبر شاه در هند در سال 1584 نه تنها نوروز و مهرگان را با تمام شکوه جشن گرفت بلکه گاهنامه ایرانی زرتشتی با نام های فروردین ، اردیبهشت را جانشین نام ماههای تقویم اسلامی کرد.

 

اورمزد و فروردین ماه ( 1 فروردین خورشیدی )

نوروز از نخستین روز بهار همراه با سرسبزی طبیعت و شادی آغاز می گردد . خانواده های زرتشتی سه سینی از سبزه به نماد اندیشه نیک و گفتار و کردار نیک بر خوان ( سفره هفت سین ) می نهند تا موجب فراوانی در سال نو گردد.رنگ سبز آن رنگ ملی ایرانیان و نماد امرداد امشاسپند است . سمنو (مایه خمیر) که نماد خوبی برای زایش و باروری گیاهان توسط فروهرهاست.سنجد بو و شکوفه آن سرچشمه دلدادگی است . سماق چاشنی زندگی ، سیر . سرکه برای گند زدایی و پاکیزگی می باشد .آب نماد خورداد امشاسپند ، سیب سرخ ( میوه جات ) نماد سپندارمزد امشاسپند ، سکه نمادی از شهریور امشاسپند می باشد. کتاب اوستا نماد اهورامزدا ، آفرینگان (شمعدان) نماد اردیبهشت امشاسپند ، شیر و تخم مرغ نماد وهومن امشاسپند آیینه ، نان ، پنیر، سبزی ، نقل و شیرینی و آجیل و جز آن بر خوان می نهند که همگی نمادی از داده های اهورایی می باشد. باید بدانیم بر خوان نوروزی نباید پافشاری در گذاشتن حروف سین و دیگر داشته باشیم بلکه باید بهترین داده های اهورایی بر سفره آماده باشد. زرتشتیان در نخستین بامداد نوروز در کنار چارچوب پایین در ورودی خانه مقداری برگ آویشن می ریزند که نشان برقرای جشن در خانه است . زرتشتشیان در نخستین روز سال نو به نیایش گاه محل زندگی خود می روند تا سال نو را با همازوری ( همبستگی ) با یکدیگر و نیایش به درگاه اهورامزدا آغاز نمایند و سپس مانند هر ایرانی دیگر به دیدار بزرگان فامیل و آشنایان می روند.

فلسفه خانه تکانی در روزهای پایانی سال نزد زرتشتیان که امروزه بدون دانستن این فلسفه  از سوی مسلمانان به اجرا درمی آید ، این است که زرتشتیان معتقدند در روزهای پایانی سال ( بهیزک ) فروهرها به زمین فرود می آیند و برای پذیرایی از فروهرها خانه و کاشانه خود را زیبا و پاکیزه و منزه می کنند .

نوروز از نخستین روز بهار با روز اورمزد و فروردین ماه از سالنمای زرتشتیان آغاز و بنا به روایت تاریخ نویسان در روزگار باستان یک ماه طول می کشید و امروزه تا 13 روز ادامه دارد.نوروز بزرگترین جشن ملی ایران است که از روزگاران بسیار دور برای ما به یادگار مانده است و بنیاد آن را به جمشید شاه پیشدادی نسبت می دهند و حتا امروز این جشن را به نام نوروز جمشیدی هم میخوانند.گویند به دوران جمشید سرما و طوفان بزرگ ایرانویچ ( ایران ) را فرا می گیرد و در پایان 3 سال در آغاز بهار سرما و طوفان به پایان می رسد و به شادی آن جشن بزرگ بر پا می شود که نوروز می نامند. حکیم عمر خیام در نوروزنامه درباره ی این جشن چنین می نگارد:

" سبب نان نهادن نوروز از آن بوده است که آفتاب در هر 365 شبانه روز و ربعی به اول دقیقه حمل باز آید و چون جمشید آن روز را دریافت نوروز نام نهاد و جشن بزرگی بر پا کرد  و مردم نیز از آن پیروی نمودند.نوروز فصل گل و ریحان و سرسبزی باغ و بستان است . در این ایام دشت و صحرا سبز و خرم است. و باد بهاری درختان را شکوفا می کند و لباس نو می پوشاند. نوروز جشن نوزایی طبیعت است و مردمان نیز به نشانه ی هم آهنگی با طبیعت لباس نو می پوشند.

 

                       زادروز اشو زرتشت بر همه خجسته باد

 

زاد روز " اشوزرتشت "

خورداد و فروردین ماه ( تعطیل رسمی زرتشتیان ) 6 فروردین.

در چنین روزی در زمان فرمانروایی لهراسب اشوزرتشت در خانه پدرش در کنار رود درجی که به دریای چی چست ( ارومیه ) می ریخت با چهره ای نورانی از مادرش دغدو زاده شد و چون نام خاندان پدرش اسپنتمان بود او را زرتشت اشپنتمان نام نهادند و در روز خورداد و فروردین ماه در زمان شاه گشتاسب کیانی از جانب اهورا مزدا به پیامبری برگزیده شد. این روز یکی از شادترین و زیباترین جشنهای درون نوروز زرتشتیان است.

 

 

 

 نوروز           نوروز                                    

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 13:28  توسط آروین اشون کیانی  | 

***گاهان بار چهره همس پت میدیم گاه (پنجه) ***

همس پت میدیم گاه  یا "برابری شب و روز" با گویش درست (Hamaspatmadem) در سیصد و شصت و پنجمین روز سال روز هشتواش ( آخرین روز سال ) است . در این گاه انسان آفریده شده است.

روز اهنود تا وهشتواش (5 روز آخر سال) باستانی. 25 تا 29 اسفند خورشیدی.

 چون 5 روز آخر سال پنجه نام دارد و به نامهای گاتهاست . این گاهان بار هم به پنجه معروف است.

از پنجمین گاهان بار تا بدین جشن 75 روز است . این گاهان بار به فروهر ها اختصاص دارد و هنگامی است که فروهر درگذشتگان برای سرکشی بازماندگان خود فرو می آیند.واژه همس پت میدیم برابر شدن روز و شب را معنی می دهد و در باور ما هنگام آفریده شدن انسان است. 5 روز مانده به این گاهان بار یعنی از روز اشتاد تا اهنود را پنجه کوچک می نامیم و خانه و کاشانه برای برگزاری هر چه با شکوه تر جشن نوروز آماده و مرتب می شود و 5 روز آخر سال پنجه بزرگ نامیده می شود آنچه ویژه این گاهان بار می باشد آن است که در جند روز مانده به پنجه کوچک خانه را از درون و برون پاکیزه می نماییم . ششه(سبزه) می کاریم . در روز اول گاهان بار (اهنود) ششه را در جلوی پسکم(صفه) بزرگ که جای برگزاری گاهان بار است میگذاریم . در شب آخر سال همه زرتشتیان چراغی بر لبه بام خود میگذارند . سحرگاهان بر روی بام میروند و آتش افروزی با نوای اوستا در هم می آمیزد. هنگام سرودن اوستا و آتش افروزی بر روی بام مقداری لرک(تنقلات مخصوص زرتشتیان) و میوه تازه و عود و سندل و مورت و مقداری برگ آویشن در ظرف آبی ریخته شده است.

چند عدد شیشه هم فراهم است . پس از پایان مراسم آتش افروزی و اوستا میوه هایی که هنگام خواندن اوستا پاره شده است  و لرک بین افراد خانواده تقسیم شده و عود و سندل بر روی خاکستر آتش ریخته و آب و آویشن بر روی سردر خانه پاشیده می شود و مورت را در بالای سر در خانه می گذاریم که باعث تداوم و سرسبزی در آن خانه باشد و سپس از پشت بام پایین آمده و مراسم نوروز آغاز می شود. شاید چنین است که رسم آتش افروزی ایرانیان در شب چهارشنبه سوری برداشتی از آتش افروزی زرتشتیان (ایرانیان باستان) در شب آخر سال باشد.

در این گاهان بار کشاورزان برنامه ریزی خود را برای سال آینده انجام می دهند . این جشن به ویژه برای ستایش اهورا مزدا از برکاتی که داده است و یادآوری فره وشی درگذشتگان ، برپا می شود.

عنصر دینی این جشنها ، خواندن جشن و نیایش است که موبدان انجام می دهند و حاضرین در جشن دست یکدیگر را می گیرند ، همازور می شوند زیرا:

پیروزی و کامیابی در یگانگی و همازوری است ، به ویژه در گذشته ، تحمل در برابر بلایای طبیعی ، خشکسالی، سیل ، زلزله ، طوفان و مانند آنان تنها با همازوری و پشتیبانی از همدیگر شدنی بود.. شرکت در گاهان بار یک وظیفه دینی برای همه است . هزینه آن را هر کس به داوطلبی به اندازه درآمد خود می دهد ، ولی همه به یک اندازه از آن بهره می برند.

عنصر اجتماعی این جشنها در این بود که ، همه ی زرتشتیان ، زن و مرد ، پیر و جوان و کودک ، فقیر و غنی ، ارباب و رعیت همه یکسان در آن شرکت می کردند ، در یک جا گرد می آمدند ، از یک خوان و یک غذا می خوردند و این امر باعث همبستگی بیشتر می شد. علاوه بر این در پایان مراسم آن چه که از خوردنیها باقی بود به خانه افراد بی نوا و نیازمند فرستاده می شد در حالیکه این افراد خود در این جشن حضور داشته و از این خوراکیها میل کرده بودند ، و این جزیی از " نیکوکاری و دهش " است که در دین زرتشتی ستوده و سفارش شده است..

 

       پنجه در شریف آباد که همآره پنجه را برگزار می کنند.

 

با سپاس فراوان از دوست و همکیش گرامی خودم برای ارسال این عکس . خانوم نیکنام.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 21:21  توسط آروین اشون کیانی  | 

***گاهان بار چهره میدیاریم گاه***

میدیاریم گاه یا "میانه زمستان" با گویش درست (Midyarem) در 290 امین روز سال روز ورهرام و دیماه است. دراین گاه جانوران آفریده شده اند.

روز مهر تا روز ورهرام شانزدهمین تا بیستمین روز دی ماه باستانی. 10 تا 14 دی ماه خورشیدی.

از چهارمین گاهان بار تا بدین جشن 80 روز است.میدیارم به چم میانه آرامش وزمانی برگزار می شود که هنگام آرامش و استراحت کشاورزان و دامداران است. در باور سنتی زرتشتیان هنگام آفریده شدن جانوران بر روی زمین است. اجرای مراسم این گاهان بار  مانند سایر گاهان بارها به مدت 5 روز است.

عنصر دینی این جشنها ، خواندن جشن و نیایش است که موبدان انجام می دهند و حاضرین در جشن دست یکدیگر را می گیرند ، همازور می شوند زیرا:

پیروزی و کامیابی در یگانگی و همازوری است ، به ویژه در گذشته ، تحمل در برابر بلایای طبیعی ، خشکسالی، سیل ، زلزله ، طوفان و مانند آنان تنها با همازوری و پشتیبانی از همدیگر شدنی بود.. شرکت در گاهان بار یک وظیفه دینی برای همه است . هزینه آن را هر کس به داوطلبی به اندازه درآمد خود می دهد ، ولی همه به یک اندازه از آن بهره می برند.

عنصر اجتماعی این جشنها در این بود که ، همه ی زرتشتیان ، زن و مرد ، پیر و جوان و کودک ، فقیر و غنی ، ارباب و رعیت همه یکسان در آن شرکت می کردند ، در یک جا گرد می آمدند ، از یک خوان و یک غذا می خوردند و این امر باعث همبستگی بیشتر می شد. علاوه بر این در پایان مراسم آن چه که از خوردنیها باقی بود به خانه افراد بی نوا و نیازمند فرستاده می شد در حالیکه این افراد خود در این جشن حضور داشته و از این خوراکیها میل کرده بودند ، و این جزیی از " نیکوکاری و دهش " است که در دین زرتشتی ستوده و سفارش شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 21:20  توسط آروین اشون کیانی  | 

***گاهان بار چهره ایاسرم گاه***

ایاسرم گاه یا "آغاز فصل سرما" با گویش درست (Ayasthrem) در 210 روز سال روز انارام و مهر ماه است. در این روز روییدنیها آفریده شده اند.

روز اشتاد تا انارام 26 امین تا سی امین روز مهر ماه باستانی. 20 تا 25 مهرماه خورشیدی.

از سومین گاهان بار تا بدین جشن 30 روز است.چهره ایسرم در تابستان بزرگ که 7 ماه است واقع است.ایاسرم به چم آغاز سرما و برگشت می باشد.و آن هنگامی است که چوپانان با گله خود از چراگاههای تابستانی به محل زمستانی خود بازمیگردند.در این گاهان بار روییدنیها (گیاهان)آفریده شدند. اجرای مراسم این گاهان بار نیز مانند سایر گاهان بارها با سرودن آفرینگان(آفرینگان خوانی) گاهان بار توسط موبد و داد و دهش از جانب برگزار کننده و شرکت دارا و نادار در مراسم گاهان بار انجام می پذیرد.

این گاهان بار هنگام کاشت محصول زمستانی برپا می شود.ماه مهر هفتمین ماه تابستان ایران باستان است.

عنصر دینی این جشنها ، خواندن جشن و نیایش است که موبدان انجام می دهند و حاضرین در جشن دست یکدیگر را می گیرند ، همازور می شوند زیرا:

پیروزی و کامیابی در یگانگی و همازوری است ، به ویژه در گذشته ، تحمل در برابر بلایای طبیعی ، خشکسالی، سیل ، زلزله ، طوفان و مانند آنان تنها با همازوری و پشتیبانی از همدیگر شدنی بود.. شرکت در گاهان بار یک وظیفه دینی برای همه است . هزینه آن را هر کس به داوطلبی به اندازه درآمد خود می دهد ، ولی همه به یک اندازه از آن بهره می برند.

عنصر اجتماعی این جشنها در این بود که ، همه ی زرتشتیان ، زن و مرد ، پیر و جوان و کودک ، فقیر و غنی ، ارباب و رعیت همه یکسان در آن شرکت می کردند ، در یک جا گرد می آمدند ، از یک خوان و یک غذا می خوردند و این امر باعث همبستگی بیشتر می شد. علاوه بر این در پایان مراسم آن چه که از خوردنیها باقی بود به خانه افراد بی نوا و نیازمند فرستاده می شد در حالیکه این افراد خود در این جشن حضور داشته و از این خوراکیها میل کرده بودند ، و این جزیی از " نیکوکاری و دهش " است که در دین زرتشتی ستوده و سفارش شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 21:20  توسط آروین اشون کیانی  | 

***گاهان بار چهره پیته شهم گاه***

پیته شهیم گاه یا "پایان تابستان" با گویش درست (Paityshahim) در صد و هشتادمین روز سال انارام و شهریور ماه است . در این گاه زمین آفریده شده است.

روز اشتاد تا انارام 26 تا 30 روز از شهریور ماه باستانی . 21 تا 25 شهریور خورشیدی.

از دومین گاهان بار تا به این جشن 85 روز است . پیته شهیم در تابستان بزرگ که 7 ماه است قرار می گیرد و جشن کشاورزی است که خرمن دانه ها در گشتزارها فراهم می گردد و بسیاری از میوه ها از درختان چیده می شوند و در باور ما هنگام آفریده شدن زمین از سوی خداوند می باشد.

هنگام درو و برداشت محصول تابستانی و علوفه و علیق برای دامداران این گاه برگزار می شود.

عنصر دینی این جشنها ، خواندن جشن و نیایش است که موبدان انجام می دهند و حاضرین در جشن دست یکدیگر را می گیرند ، همازور می شوند زیرا:

پیروزی و کامیابی در یگانگی و همازوری است ، به ویژه در گذشته ، تحمل در برابر بلایای طبیعی ، خشکسالی، سیل ، زلزله ، طوفان و مانند آنان تنها با همازوری و پشتیبانی از همدیگر شدنی بود.. شرکت در گاهان بار یک وظیفه دینی برای همه است . هزینه آن را هر کس به داوطلبی به اندازه درآمد خود می دهد ، ولی همه به یک اندازه از آن بهره می برند.

عنصر اجتماعی این جشنها در این بود که ، همه ی زرتشتیان ، زن و مرد ، پیر و جوان و کودک ، فقیر و غنی ، ارباب و رعیت همه یکسان در آن شرکت می کردند ، در یک جا گرد می آمدند ، از یک خوان و یک غذا می خوردند و این امر باعث همبستگی بیشتر می شد. علاوه بر این در پایان مراسم آن چه که از خوردنیها باقی بود به خانه افراد بی نوا و نیازمند فرستاده می شد در حالیکه این افراد خود در این جشن حضور داشته و از این خوراکیها میل کرده بودند ، و این جزیی از " نیکوکاری و دهش " است که در دین زرتشتی ستوده و سفارش شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 21:19  توسط آروین اشون کیانی  | 

***گاهان بار چهره میدیو شهم گاه***

میدیو شهم گاه یا "میانه تابستان" با گویش درست (Midyushahem) در صد و پنجمین روز سال دی بمهر و تیرماه است . دراین گاه آب آفریده شده است.

روز خور تا دی بمهر یازدهمین تا پانزدهمین روز تیرماه باستانی. 8 تا 12 تیرماه خورشیدی.

واژه اوستایی میدیو به چم میانه و واژه شمه به چم تابستان که هر دو با هم میان تابستان بزرگ که هفت ماه است را معنی می دهد  و دومین جشن گاهان بار می باشد. و از نخستین گاهان بار تا به این جشن 60 روز است و همانطور که گفته شد در این گاهان بار آب آفریده شد.این گاهان بار هنگام کاشت حبوباتی مانند برنج و ارزن گرفته می شود.

زرتشتیان سال را به 2 فصل تابستان بزرگ که 7 ماه بود و زمستان بزرگ که 5 ماه بود تقسیم می کردند.

عنصر دینی این جشنها ، خواندن جشن و نیایش است که موبدان انجام می دهند و حاضرین در جشن دست یکدیگر را می گیرند ، همازور می شوند زیرا:

پیروزی و کامیابی در یگانگی و همازوری است ، به ویژه در گذشته ، تحمل در برابر بلایای طبیعی ، خشکسالی، سیل ، زلزله ، طوفان و مانند آنان تنها با همازوری و پشتیبانی از همدیگر شدنی بود.. شرکت در گاهان بار یک وظیفه دینی برای همه است . هزینه آن را هر کس به داوطلبی به اندازه درآمد خود می دهد ، ولی همه به یک اندازه از آن بهره می برند.

عنصر اجتماعی این جشنها در این بود که ، همه ی زرتشتیان ، زن و مرد ، پیر و جوان و کودک ، فقیر و غنی ، ارباب و رعیت همه یکسان در آن شرکت می کردند ، در یک جا گرد می آمدند ، از یک خوان و یک غذا می خوردند و این امر باعث همبستگی بیشتر می شد. علاوه بر این در پایان مراسم آن چه که از خوردنیها باقی بود به خانه افراد بی نوا و نیازمند فرستاده می شد در حالیکه این افراد خود در این جشن حضور داشته و از این خوراکیها میل کرده بودند ، و این جزیی از " نیکوکاری و دهش " است که در دین زرتشتی ستوده و سفارش شده است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 21:19  توسط آروین اشون کیانی  | 

***گاهان بار چهره میدیوزرم گاه***

میدیوزرم گاه یا "میانه بهار" با گویش درست (Midyuzaram) در چهل و پنجمین روز سال دی بمهر و اردیبهشت ماه در این گاه آسمانی آفریده شد.

روز خور تا دی بمهر  یازدهمین تا پانزدهمین روز اردیبهشت ماه باستانی . 10 تا 14 اردیبهشت خورشیدی.

میدیوزرم از واژه اوستایی میئدیو یعنی میان و رزمیه یعنی بهار تشکیل شده است و نخستین گاهان بار در سال است و هنگامی است که گیاهان رشد و نمو می کنند و کشاورزی بار دیگر رونق می گیرد. در باور زرتشتیان هنگام آفرینش آسمان از سوی خدا گاهنبار میدیوزرم گاه می باشد. این گاهان بار هنگام برداشت خرمن و درو کردن غلاتی مانند گندم و جو بر پا می شود.

عنصر دینی این جشنها ، خواندن جشن و نیایش است که موبدان انجام می دهند و حاضرین در جشن دست یکدیگر را می گیرند ، همازور می شوند زیرا:

پیروزی و کامیابی در یگانگی و همازوری است ، به ویژه در گذشته ، تحمل در برابر بلایای طبیعی ، خشکسالی، سیل ، زلزله ، طوفان و مانند آنان تنها با همازوری و پشتیبانی از همدیگر شدنی بود.. شرکت در گاهان بار یک وظیفه دینی برای همه است . هزینه آن را هر کس به داوطلبی به اندازه درآمد خود می دهد ، ولی همه به یک اندازه از آن بهره می برند.

عنصر اجتماعی این جشنها در این بود که ، همه ی زرتشتیان ، زن و مرد ، پیر و جوان و کودک ، فقیر و غنی ، ارباب و رعیت همه یکسان در آن شرکت می کردند ، در یک جا گرد می آمدند ، از یک خوان و یک غذا می خوردند و این امر باعث همبستگی بیشتر می شد. علاوه بر این در پایان مراسم آن چه که از خوردنیها باقی بود به خانه افراد بی نوا و نیازمند فرستاده می شد در حالیکه این افراد خود در این جشن حضور داشته و از این خوراکیها میل کرده بودند ، و این جزیی از " نیکوکاری و دهش " است که در دین زرتشتی ستوده و سفارش شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 21:18  توسط آروین اشون کیانی  | 

گاهان بار چیست؟

گاهان بار یا گهنبار کلمه ای است که در پهلوی به آن گاسانبار می گویند. که از کلمه گاس (Gas) در اوستا (Gato) به چم گاه یا هنگام آمده است. گاهان بار به چم زمان و گاه به ثمر رسیدن و بار آوردن و برپایی بار همگانی و میهمانی و از جشنهای موسمی زرتشتیان  می باشند. که با داد و دهش و خواندن اوستا همراه می باشد . زرتشتیان در نگرش سنتی خود باور دارند که آفرینش در شش مرحله از سوی خداوند در شش چهره گاهنبار صورت گرفته است. زرتشتیان باستان سال را به دو نیم تابستان بزرگ که 7 ماه بود و زمستان بزرگ که 5 ماه بود تقسیم بندی می کردند. جشن این شش گاهنبار هر یک پنج روز بطول می انجامد و مراسم اوستا خوانی آن توسط موبدان را آفرینگان خوانی می نامیم. گاه انبارها به به طبیعت و کشاورزی بستگی دارند . بجا آوردن مراسم گاهان بار پاداشی بزرگ و ترک آن گناهی بزرگ است و زمان داد و دهش می باشد که توانگر و ناتوان با هم در این جشنها شرکت کنند و اگر کسی توان برگزاری گاهان بار را نداشته باشد لازم است در مراسمهایی که دیگران بانی آن می باشند شرکت کند.در بندهش آمده است "اگر کسی در سال یکبار به گاهان بار برود بر کارهای نیکی که کرده است افزون خواهد شد.

 در این جشنها خوان هایی گسترده می شوند و در آنها از دهشهای اهورایی قرار داده می شود. مانند : حلوای سن ، سورگ ، اوستا ، شمشاد ، برنج و تخم مرغ ، لرک ، حلوای شکر ، سیر و سداب ، شربت ، مورت ، میوه ، شمع ، کله قند های سبز پوش ،برگهای آویشن یا سرو و آپریگون(آپرینگان). در مراسم آفرنگان خوانی عکس اشو زرتشت هم در خوان قرار می گیرد.

 

این شش گاهنبار عبارتند از :

 

1- میدیوزرم گاه

 

2- میدیو شهم گاه

 

3-پیته شهیم گاه

 

4- ایاسرم گاه

 

5-میدیاریم گاه

 

6-همس پت میدیم گاه

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 21:18  توسط آروین اشون کیانی  | 

***جشن اسفندگان***

روز سپندارمزد پنجمین روز از اسفند ماه باستانی . 29 بهمن ماه خورشیدی .

سپندارمزد نگهبان زمین است و از آنجا که زمین مانند زنان در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد جشن اسفندگان برای گرامی داشت زنان نیکوکار برگزار می شود . زرتشتیان این روز را به نام روز زن و روز مادر جشن می گیرند. واژه سپندارمزد در اوستا سپنتاآرمئی تی آمده است و به چم فروتنی و بردباری می باشد. در روز زن نزد زرتشتیان مادران خانه می توانند کارهایی را به پدران و مردان خانه برای انجام فقط دستور فرمایند.این است مقام زن در کیش بهی زرتشتی.

کسي که به گوهر راستي و نيکي بگرود شهريور و بهمن و ارديبهشت و اسفند او را ياري و استواري دهند و در کوشش در راه راستي و بر انداختن دروغ پشت و پناه وي باشند چنان که در روز پسين از آزمايش سرافراز بر آيد و در برابر دروغ پرستان نخستين کسي باشد که به سوي بهشت جاودان گام بردارد.

هات ۳۰بند۷

سپنتا آرمئی تي يا اسفند چهارمين فروزه بزرگ اهورامزداست سپنتا به معني افزاينده و آرميتي به معناي آرامش ؛هماهنگي و مهر است و دو واژه با هم به معناي آرامش افزاينده است سپنتا آرمئی تي آرامش و مهر جهاني را که از راه همکاري آدميان با اهورامزدا بدست مي آيد نشان مي دهد و از راه مهر خدمت بدون انتظار پاداش ؛فروتني و همدردي با ديگران بدست مي آيد استاد وحيدي اين فروزه اهورايي را به معني انديشه نيک ترازمند بيان نمودند و ايشان در اين باره مي گويند: ما امروزه در جهاني زندگي مي کنيم که در واقع در معرض انديشه هاي بسياريم که در اصطلاح به آن ديکتاتوري انفورماتيک مي گويند و بدون اينکه خود بخواهيم با ديدن تصاوير و گفتگوهاي بسيار مسائل در ذهن ما مي نشيند و مجموعه آنها در رفتارهاي ما اثر مي گذارد و ما را تحت سلطه سازندگان اين اطلاعات قرار مي دهد مانند فيلمهاي زهر آگين جنايي که هر شب انسان را در برابر آنها قرار مي دهند و کجا مي يابيم که يکي از لبخشهاي مثنوي را به صورت فيلم در آورده باشند!!! ما نيز که سخن از اشوزرتشت و گاتها مي گوييم بايد اين آموزه ها را در جهان امروز از آن استفاده کنيم و منطبق با زمان از آنها بهره گيري نماييم . سپنتا يعني پاک و آرمئی تي را استاد بزرگ گاتها شناس موبد آذرگشسپ اين چنين ترجمه کرده اند" آرم يعني ترازو و مئی تي يعني انديشه و سپنتا آرمئي تي به معناي انديشه پاک ترازمند است و اين حرف بسيار بزرگ است و به راستي که بايد فرهنگ زرتشتي را از نو شناخت و دانست که گاتها چه درياي بي کراني است .ما يک انديشه نيک داريم که آن بهمن است آيا بهمن به تنهايي کافيست که مرا به يک راه درست برد؟ اما همين انديشه درست بايد به دنبالش يک سپنتا آرميتي باشد تا انديشه نيک مرا در تراز و اندازه نگه دارد يک مثال ساده پاکيزگي است که در حالت معمول کار شايسته اي مي باشد اما اگر همين از حد خود خارج شود به وسواس تبديل مي شود که براي هر انساني درد سر ساز است .اندازه نگه دار يعني اينکه خود و ظرفيت خود را بشناس و در هر ضمينه اندازه نگه دار . سپنتا آرميتي فرشته و ....نيست بلکه زندگي روزمره و اجتماعي من و شماست ....سياست از واژه ساه اوستايي گرفته شده به معناي فرمان راندن و آموختن است فرمان مي راني به که و چگونه و فرمانده کی است و بر مي گردد به سپنتا آرمئی تي و اينکه حدو اندازه فرمان راندن چقدر باشد اگر کمي بيشتر باشد مي شود ديکتاتوري .و سياست بنش سپنتا آرمئی تي است اينکه پاک بيانديشم و در آنجايي که فرمان مي رانم اندازه نگه دارم. (براستي که چقدر اين احکام نيک اهورايي در سرزمين عزيزمان ايران پاس داده مي شود؟!!)

سپنتا آرمئي تي عاطفه و مهر و محبت است . ايمان و مهر به اهورامزدا و فرمانبردار اهورامزدا بودن و انديشه نيک را از اهورا مزدا منحرف نکردن و در دنياي مادي نيز نگهباني زمين بر آن قرار گرفته چرا که فروتني و افتادگي پيش از هر چيز از آن خاک است و اين صفات مهر و محبت و فروتني بيشتر در ميان زنان خصوصا مادران يافت مي شود به همين جهت است که جشن اسفندگان را به نام روز زن و مادر در ايران باستان نامگذاري نمودند و اين به خاطر ارزش بسياري بود که براي اين فروزه نيک اهورايي قائل بوده اند .  نام خانوادگي اشو زرتشت نيز سپنتا (اسپنتمان) مي باشد ((زرتشترهه سپنتامه zaratoshtrahe sepantamaeh )) و فلسفه قرار گرفتن سبزه بر سفره هفت سين نيز همين اسفند مي باشد. به نماد پارسایی و فروتنی.

 

جشن اسفندگان و روز مادر بر همه زرتشتیان خجسته باد!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 14:59  توسط آروین اشون کیانی  | 

***جشن بهمنگان***

روز وهومن از ماه بهمن دومین روز از بهمن ماه باستانی . 26 دی ماه خورشیدی.

بهمن از واژه اوستایی وهومن (Vohuman) به چم اندیشه نیک می باشد. وهمن یکی از امشاسپندان نزدیک به درگاه اهورامزدا می باشد . اشو زرتشت برای دریافت پیامهای اهورایی از وهومن یاری می گیرد . پاسبانی پهارپایان سودمند در عالم جسمانی به این امشاسپند واگذار می شود . از این رو زرتشتیان در جشن بهمنگان یا بهمنجه که در روز بهمن از ماه بهمن واقع می شود  از کشتار حیوانات سودمند و گوشت آنان خودداری می کنند  و برخی از زرتشتیان پرهیز از خوردن و کشتار را در تمام روزهای بهمن ادامه می دهند . این جشن حامی مردان درستکار می باشد . نام دیگر این جشن روز بزرگداشت مقام مرد ( پدر ) و همانند روز پدر ایرانیان مسلمان ، اما برای زرتشتیان است.

اي خداوند جان و خرد هنگامي که در انديشه خود تو را سر آغاز و سرانجام هستي شناختم .آنگاه با ديده دل دريافتم که توئي آفريننده راستي و داور دادگري که کردار مردم جهان را داوري مي کنی هات۳۱ بند ۸

اشو زرتشت چگونه خدا را شناخت و به مردم شناسانيد؟ اشو زرتشت فراگيري و شناخت و دريافت را بر پايه پرسش و پاسخ استوار ساخت . از خود مي پرسيد :چه کسي اين زمين و آسمان و ستارگان را آفريده است؟ چه کسي گياهان را پديد آورده است و چه کسي حيوانات را هستي بخشيده؟ با خرد ذاتي خود و دانش فراگيري از راه گوش و چشم کنکاش مي نمود جستجو مي کرد و مي پرسيد مي خواند و مي شکافت و در پايان بياري انديشه پاک پاسخ پرسش خود را در مي يافت .اشو زرتشت دريافت که اهورا مزدا آفريننده يکتاست اوست که با دانش خود دانشها را آفريد. زمين و آسمان را آفريد و جهان و جهانيان را هستي بخشيد .و بدين ترتيب نخستين گام را در راه بالندگي انساني که همان انديشه نيک مي باشد بر داشت و به کمک يانش اهورايي نيرويي برتر از انديشه و خرد که انديشه و خرد نيز آنرا تاييد مي کند و بر گرفته از روان و خرد الهي و جهاني است به حقايق دست يافت و اين خرد الهي که از آن مي توان به دل آگاهي نيز تعبير نمود سرچشمه شناخت و معرفت اهوراييست و رابط ميان انسان و خدا (جبرئيلي بر انسان نازل نمي شود) در گاتهاي زرتشت بر خلاف اديان سامي از فرشته و ايزد سخني نرفته و تنها در نوشته هاي پس از گاتهاست که عنوان ايزد به آنها داده شده است و در گاتها از فرشته و ابليس به صورت موجودي خارج از انسان سخن نرفته است و بهمن يا وهيشتامن به معناي بهترين منش و خرد مقدس است که همه آدميان همراه با فروزه و توانايي منش نيک که بازتابي از خرد الهي و جهاني است پديد آمده اند .امشاسپندان ؛ا ...نشانه نفي است سپندا ...پاک معني مي دهد و امشاسپندان يعني جاودانهاي پاک و در اين کتاب فلسفه بزرگ کاري با فرشته و ديو و ....نخواهيم داشت .اشو زرتشت در بيش از ۳۷۴۲ سال پيش اول از بهمن شروع کرد و انديشه .وجود انديشه نيک است که آدمي را به سعادت و خوشبختي مي رساند و راه نجات را به او مي آموزد و زماني مي توان گفت انسان به مرحله انديشه پاک و اشويي رسيده که فيزيک و شيمي تبديل به مين و جنگ افزار نگردد بلکه  به محصولاتی مفيد تبديل و به دست نيازمندان و محتاجان رسد .در شاهنامه نيز اژيدهاک خوراک مارهاي خود را مغز سر جوانان قرار مي دهد يعني همان انديشه و اينگونه است که  از اين آيين اهورايی به  آيين انديشه و خرد گرايی ياد می نمايند 

جشن بهمنگان و روز پدر بر همه زرتشتیان خجسته باد!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 14:58  توسط آروین اشون کیانی  | 

***جشن آذرگان***

روز آذر از ماه آذر نهمین روز  از آذرماه باستانی ، 3 آذر ماه خورشیدی .

آذر به چم آتش است. و یکی دیگر از چهار آخشیج( عنصر پاک کننده ) نزد زرتشتیان است. از انجا که آتش بهترین و سریعترین عنصر پاک کننده و گرما می باشد ، از زمان قدیم مورد احترام بوده است . زرتشتیان در جشن آذرگان مانند سایر جشنها با لباس آراسته و تمیز به آدریان می روند و با خواندن آتش نیایش ( بخشی از اوستا ) اهورامزدا را سپاس گفته و پس از نیایش به شادی می پردازند.

پیدایش آتش

یافتن آتش بزرگترین پدیده و یافته آدمی است . پیشرفت تمدن انسان مدیون آتش است. ایرانیان نخستین بار آتش را در تلاش زندگی یافته اند.

نهم آذر به تقويم زرتشتی برابر با ۳آذر به تقويم کنونی که آذر روز نام دارد و به عنصر مقدس آتش تعلق دارد جشن آذرگان می باشد که به آن آذرجشن نيز می گويند. يکی از نيايشها در خرده اوستا آتش نيايش نام دارد .ايرانيان قديم در اين روز به آتشکده ها می رفتند و آتش نيايش می خواندند و  نيز در اين جشن آتش افروزی کرده و به شادی و پايکوبی می پرداختند.

ابوريحان در صفحه ۲۵۶ ترجمه آثارالباقيه می نويسد:((روز نهم آذر عيدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن می گويند و در اين روز به افروختن آتش نيازمند می باشند و اين روز جشن آتش است و بنام فرشته ای که بهمه آتشها موکل است ناميده شده زرتشت امر کرده در اين روز آتشکده ها را زيارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمايند .))

درباره اهميت و جايگاه آتش که در آيين زرتشتی پاک و پاک کننده و نزد ايرانيان مورد احترام می باشد، کم و بیش چسزهایی می دانید. جشن آذرگان بر تمامی ايرانيان و دوستان گرانقدرم فرخنده باد. 

پاينده ايران

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 14:57  توسط آروین اشون کیانی  | 

***جشن دیگان***

دی یا دتوشو (Daatoshu) به چم دادار و آفریدگار است.و در نامه های اوستایی بیشتر جای اهورامزدا بکار رفته است. اگر به نام سی روز ماه بنگرید ، میبینید که روزهای هشتم و پانزدهم و بیست و سوم هر ماه با نام دی نام گذاری شده است که برای تمیز آنها از هم هر یک را با نمام روز بعدش خوانده اند . و همچنین اومزد که آن هم نام خداوند است . بدین گونه اورمزد ، دی بآذر ، دی بمهر ، و دی بدین . بنابراین در ماه 4 روز به نام خدا نامیده و در ماه 4 بار جشن دیگان برگزار می شود.

 

1- اورمزد و دی ماه : در نخستین روز دی ماه باستانی. ( 25 آذر ماه خورشیدی )

 

2- دی بآذر و دی ماه : در هشتمین روز دی ماه باستانی. ( 2 دی ماه خورشیدی )

 

3- دی بمهر و دی ماه : پانزدهمین روز دی ماه باستانی. ( 9 دی ماه خورشیدی )

 

4- دی بدین و دی ماه : بیست و سومین روز دی ماه باستانی. ( 17 دی ماه خورشیدی )

 

در ایران باستان نخستین جشن دیگان در ماه دی یعنی روز اورمزد و دی ماه خرم روز نام داشته است و در این روز که شب پیش ، بزرگترین شب سال بوده است. پادشاه و حاکم دیذدار عمومی با مردم داشته است. اکنون هر خانواده زرتشتی میوه هایی مانند انار ، هندوانه ، خربزه ، سیب ، به ، انگور و آجیل تهیه می کنند و تا پاسی از شب اورمزد و دی ماه ( شب چله ) همه با شادی و خرمی شب را می گذرانند و گاهی با نیایش گاه اشهن شب را به سپیده دم تبدیل می کنند .

فلسفه شب یلدا ( شب چله ) اینگونه است که بسیاری از مسلمانان بدون دانستن آن مناسک زرتشتیان را در ایران اجرا می کنند .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 14:57  توسط آروین اشون کیانی  | 

***جشن مهرگان***

روز مهر از ماه مهر شانزدهمین روز مهر ماه باستانی ، 10 مهر خورشیدی .

در میان تمام جشنهایی که در ایران باستان متداول بوده 2 جشن از همه آنها مهم تر و بزرگ تر بودند.این 2 جشن عبارتند از نوروز و مهرگان.نوروز پیش درآمد بهار و همراه با سرسبزی طبیعت و رفتن زمستان . در حالیکه مهرگان در نیمه دوم  سال یعنی هنگامی که گرمای سوزان تابستان سپری و هوای معتدل پاییزی آغاز می گردد. مهرگان از روز مهر تا روز رام شانزدهمین تا بیست یکمین روز مهر (10 تا 15 مهر خورشیدی) ادامه دارد. که روز اول را مهرگان عامه و روز آخر را مهرگان خاصه می نامند. این جشن مربوط به فرشته مهر که در اوستا میترا به چم نور خورشید و مهر و محبت و عهد و پیمان می باشد نامیده می شود . و روایت است که فریدون شاه پیشدادی در این روز به رهبری کاوه آهنگر بر ضحاک ستمگر چیره شد و ضحاک را در کوه دماوند حبس نمود و فریدون تاج پادشاهی بر سر نهاد(1). (فرشتگان در جشن مهرگان به یاری فریدون آمدند و در آخرین روز جشن که روز رام می باشد  ضحاک در کوه دماوند به زندان افتاد)

(1) این جشن را در قدیم میتراکانا می گفتند که بعدها به تدریج مهرگان شد.این جشن بدین گونه بود که : پس از شهریاری جمشید ضحاک بر ایران زمین دست یافت و سلطنتی هزار ساله را آغاز کرد . پادشاهی او برای ایرانیان دورا بیداد و ستم بود .اما سرانجام فریدون که نوادگان شاه جمشید پیشدادی بود به یاری کاوه آهنگر بر ضحاک پیروز شد و از سلطنت برکنار کرده  به زندانی در کوه دماوند به بند کشیده ، پرچم رهبر شورشیان ((کاوه)) را پادشاهان ایرانی گرامی داشتند و آن را درفش کاویانی خواندند. نام پرچم ایران در دوره ساسانیان هم همین بوده است که عمر خلیفه ی دوم آنرا به آتش انداخت!!!!!

 

درفش کاویانی ابتدا شاید از پوست شیر یا خرش یا گاو بود که پس از کاوه به طلا و گوهر آراسته شد. ایرانیان به شکرانه این آزادی که در روز مهر از ماه مهر روی داده بود جشن مهرگان را بر پا کردند. نیز گفته اند که در این روز فرشتگان به یاری فریدون آمده اند و در خانه های پادشاهان این گونه رسم شد که در صحن خانه مرد دلاوری هنگام طلوع آفتاب می ایستد و به آواز بلندی می گوید " ای فرشتگان به زمین فرود آیید . بدی و بدان را براندازید و نابود نمایید. "

 

چند عکس از این مراسم. البته سال گذشته سر ما بسیار شلوغ بود و نتوانستیم عکسهای زیادی بدست بیاریم. ببخشید دیگه اما مهمتر از همه رقص مهرگان بود که گرفتم . مهرگان گونه باشید. بدرود

 

 

    ورود عزیزان به سالن

 

 

    برداشتن تنقلات و پذیرایی مرسوم جشن مهرگان

 

 

    رقص تک نفره در زیر نگاره اشو زرتشت سرچشمه مهر بر روی زمین

 

 

    رقص زوجی

رقص دو نفره که نمادین است و به منظور جشن مهرگان و کاشت دهش های اهورایی است.البته کاشت عرفانی و اندیشه و گفتار و کردار نیک را.

 

 

                     زرتشتی

در پایان گوش جان سپردن به سرود مهر آن هم به سبک بسیار عمیق این هم کیش گرامی.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 14:56  توسط آروین اشون کیانی  | 

***جشن آبانگان***

روز آبان از ماه آبان دهمین روز از آبان ماه باستانی ، 4 آبان خورشیدی.

آبان به چم آب و هنگام آب است. و یکی از عناصر پاک کننده نزد زرتشتیان است . در باره ی پیدایش جشن آبانگان روایت است که در پی جنگهای طولانی بین ایران و توران ، افراسیاب تورانی دستور داد  تا کاریز ها و نهرها را ویران کنند . پس از پایان جنگ پسر تهماسب که زو نام داشت دستور داد تا کاریز ها و نهرها را لایروبی کنند و پس از لایروبی آب در کاریزها روان گردید . ایرانیان آمدن آب را جشن گرفتند . در روایت دیگری آمده است که پس از 8 سال خشکسالی در ماه آبان باران آغاز به باریدن نمود و از آن زمان جشن آبانگان پدید آمد . زرتشتیان در این روز مانند سایر جشنها به آدریان ها می روند و پس از آن به کنار جویها و نهرها می روند و با خواندن اوستای آب زور ( بخشی از اوستا) که توسط موبدان خوانده می شود اهورامزدا را ستایش کرده و درخواست فراوانی آب و نگهداری می نمایند و پس از آن به شادی می پردازند.

روز دهم آبان زرتشتی برابر با ۴ آبان خورشيدی که آبان روز نام دارد و بنام آب و فرشته آب است جشن آبان گان می باشد .آب که آبان جمع آنست در اوستا و پهلوی آن و در سانسکريت  آپه می باشد اين عنصر مانند عناصر ديگر آتش و هوا و خاک در آيين ايران قديم مقدس است و آلودن آن گناه می باشد و برای هر يک از آنها فرشته مخصوصی تعيين شده . و ايرانيان اين عناصر چهارگانه را  که اساس اوليه حيات است می ستودند(نيايش نمی کردند ستايش ميکردند) و امروز نيز زرتشتيان آنها را پاک می دانند و مانند سابق و بنام فرشته هر يک آنها را می ستايند ((بسرچشمه آب درود می فرستيم به کوههايی که از بالای آن آب جاريست درود می فرستيم به درياچه ها و استخرها درود می فرستيم)).به احترام فرشته آب آبها را پاک نگه می داشتند .نگهبانی آب با فرشته مقدس خرداد است علاوه بر او دو فرشته مقدس ديگر يکی به نام اپام نپات و ديگری آناهيتا  نگهبان آب می باشند . يکی از قصائد دلکش  اوستا آبان يشت نام دارد که از جلال و عظمت آناهيتا يا همان ناهيد گفتگو می کند. در خرده اوستا نيايش چهارم موسوم است به آبان نيايش  يا آبزور . اين نيايش را که از آبان يشت  استخراج شده موقعی که در کنار جويبار و آبشار و سرچشمه آب  باشند می سرايند  همچنين در جشن آبانگان نيز خوانده می شود و چون فرشته آب ناهيد مونث است او را بانو هم می گويند. در جشن آبانگان پارسيان خصوصا زنان در کنار دريا  يا کنار رود  فرشته آب را نيايش می کنند .ايرانيان  به خاطر تقدسی که برای آب قائل بودند هيچوقت آنرا آلوده نمی کردند و آبی را که يکی از اوصاف سه گانه اش رنگ و بو و مزه  تغيير می يافت برای آشاميدن شستشو و غيره  بکار نمی بردند . هردوت می گويد ((ايرانيان در ميان آب ادرار نمی کنند آب دهان نمی اندازند و در آن دست نمی شويند)) استرابون جغرافی نويس يونانی گويد ((ايرانيان در آب جاری خود را شستشو نمی دهند در آن لاشه و مردار نمی اندازند و عموما آنچه ناپاک است در ميان آن نمی ريزند)).(مقايسه کنيد با جويهای امروز تهران و وضع کنونی دريای مازندران و....صد افسوس)خلاصه اينکه جشن آبانگان بنام آب و فرشته آب است ايرانيان در اين روز کنار  چشمه و آب می رفتند و آب نيايش و سرودهای  دينی را می خواندند و شادی می کردند و برای اين نعمت بزرگ اهورايی که برای آشاميدن  و نظافت و رشد و نمو نباتات و رفع ساير نيازها می باشد سپاس خدا را بجا می آوردند. ابوريحان در صفحه ۲۵۴ ترجمه آثار الباقيه می نويسد :آبان ماه روز دهم آن آبان است و آن عيدی است که بواسطه توافق دو اسم آبانگان گويند در اين روز زو پسر تهماسب (از سلسله پيشداديان )بپادشاهی رسيد و مردم را به کندن نهرها و تعمير آنها امر کرد و در اين روز بکشورهای هفت گانه خبر رسيد که فريدون ضحاک را  اسير کرده و خود به پادشاهی رسيده و بمردم دستور داده است دوباره خانه و زندگی خود را  مالک شوند و خود را صاحب خانه بنامند و خودش نيز بخانه و خانواده خود فرمانروا شد پس از آنکه همه ايرانی ها در عهد ضحاک بی خانه و زندگی بودند.

جشن آبانگان بر تمامی ايرانيان فرخنده باد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 14:56  توسط آروین اشون کیانی  | 

***جشن شهریورگان***

شهریور روز از ماه شهریور چهارمین روز از شهریور ماه باستانی ، 30 امرداد خورشیدی .

واژه شهریور از واژه اوستایی خشتراوییره (Khashatra Vairya)  که در زبان پهلوی خشتور و در پارسی شهریور گرفته شده است .جزء ابتدای این کلمه  همان خشتره به چم قدرت و حکومت کشور است و کلمات شهر وشهریار از این واژه گرفته شده است. جزء دوم به چم آرزو شده است و بنابراین چم ترکیبی آن حکومت آرزو شده یا کشور خواسته شده می باشد .این امشاسپند در عالم روحانی مظهر قدرت و نیرو می باشد و در عالم جسمانی پاسبانی فلزات با اوست . زرتشتیان این جشن را نیز مانند سایر جشنها با سپاس و نیایش به درگاه اهورامزدا و با جشن و سرور به پایان می رسانند.

ای هستی بخش دانا ای اشا و ای وهومن سرودهايی می سرايم که کسی پيش از اين نسروده است .آرزو دارم بوسيله اشا و وهومن و خشترای فناناپذير حس و ايمان و فداکاری در قلبهايمان افزايش يابد . پروردگارا درخواست ما را بپذير و بسويمان روی آور و بما خوشبختی کامل ارزانی دار. هات ۲۸ بند ۳

شهریور شهریاری اهورایی است.

همانطور که گفته شد شهريور روز از شهريور ماه مي باشد که روز چهارم ماه است (به تقويم خورشیدی۳۰  امرداد ماه) و به نام امشاسپند تواناي خشترا يا شهريور مي باشد جشن شهريورگان است . چنانکه گفته شد اين فرشته مظهر سلطنت آسماني و قدرت رحماني است و هميشه خواهان فر و بزرگي و نيرومندي مي باشد در جهان مادي نگهبان زر و سيم و فلزات ديگر و دستگير بينوايان و فرشته رحم و مروت است پادشاهان دادگر در تحت و حمايت اين فرشته مقتدر هستند نظر به همين صفات پاک است که ايرانيان قديم اين روز را جشن مي گرفتند و به فقرا احسان و اطعام مي نمودند چون اين جشن به پادشاهان دادگر بستگي دارد که نماينده سلطنت آسماني هستند لذا معمولا در اين جشن بايد بحضور پادشاهان بروند و شادباش بگويند. ابوريحان در صفحه ۲۵۱ترجمه آثار و الباقيه مي نويسد ((شهريور ماه روز چهارم آن شهريور روز است و آن به مناسبت توافق دو اسم جشن مي باشد و آنرا شهريورگان گويند . معني شهريور دوستي و آرزو است شهريور فرشته ايست که بجواهر هفتگانه از قبيل طلا و نقره و ديگر فلزات که برقراري صنعت و دوام دنيا و مردم بآنها بستگي دارد موکل است ))براي جشن شهريورگان از دو گونه ديگر مي توان برتري قائل شد اول اينکه در اين ماه محصولات کشت و زرع جمع آوري مي شود و چون معمولا براي بدست آوردن نتيجه هر کاري جشن و شادي لازم است لذا شهريورگان بمناسبت نتيجه گرفتن از نعمت کشت و کار و بدست آوردن محصولات بخصوص براي کشاورزان بهترين جشن و شادي است و در واقع جشن سر خرمن مي باشد .دوم اينکه در اين ماه پاييزه کاري شروع مي شود و چون معمولا هر کار نيکي را با شادي بايد آغاز کرد از اين لحاظ جشن شهريورگان را مي توان آغاز فصل جديد ديگري از هنگام کشت و زرع دانست و آنرا مورد احترام قرار داد با دلايلي که ذکر شد جشن شهريورگان بخصوص براي کشاورزان از لحاظ جمع آوري محصول و بدست آوردن خرمن و همچنين از نقطه نظر شروع بکار پاييزه بهترين جشن و شادماني است و بهمين جهت است که نسبت به آن احترام زيادي قائل هستند و با شادي فراوان مراسم آنرا بجاي مي آورند. پس دوستان گرامي در کنار شادي هاي خود نيازمندان را فراموش نکنيد هر چند که در قلمرو پر گوهر ايران زمين نبايد نيازمندي معنايي داشته باشد اما صد افسوس!..... بگذريم.

هميشه ايراني باشيد و سرافراز.

خشتراوييريا سومين فروزه اهورامزدا به چم توانايي برگزيدني است. خشترا از ريشه خش به معناي توانايي است .اين فروزه را به شهرياري خدايي تعبير کرده اند. اما استاد وحيدي در همان چم اما به تعبيري ديگر آنرا شهرياري بر ميل بيان نمودند .اين فروزه معرفي نيروي سازنده است و نه قدرت ويران کننده معرف توان اخلاقي و رواني است نه بدي و کينه توزي .اهورامزدا که بر همه چيز تواناست توانايي اش را جز در راه سازندگي ؛بخشندگي و مهر به کار نمي برد و همانگونه که در گاتها نيز بيان گرديده کساني که با خرد (بهمن) به راستي و داد رفتار کنند (ارديبهشت) به اين توانايي سازنده دست مي يابند (شهريور) و اين توانايي آنانرا از گرايش به بدي خشم و کينه توزي باز مي دارد از اين رو بايد تنها اينچنين توانايي را بدست آورد و برگزيد. به نوعي ديگر مي توان شهريور را کنترل بر نفس اماره  که در روايات اسلامي از آن بسيار گفته شده بيان نمود. سخنان استاد وحيدي در اينباره: خشترايي همان شهرياري مي باشد و وئيرايي يعني ميل و شهريور نه فرشته است و نه همکار اهورامزدا بلکه ساختار رواني من انسان مي باشد و در درون من ميل است انواع و اقسام ميلها ست ميل خوب ميل بد و فرهنگ زرتشتي مي گويد که اي انسان تو بايد بر ميلهاي خودت شهرياري و فرمانروايي داشته باشي چرا که ميل انسان حد و مرز ندارد به عنوان مثال شخصي به نام هيتلر در قرن ۲۰ در آلمان مي گويد آلمان مافوق همه و نتيجه آن ۵۲ميليون کشته در جنگ جهاني دوم مي شود مولوي شاعر گرانقدر ايراني در اين باره اينچنين مي فرمايند:

ميلها همچون سگان خفته اند      که اندر آنها خير و شر بنهفته اند

چونکه در کوچه خري مردار شد     صد سگ خفته بدان بيدار شد

مويهاي هر سگي دندان شده       از براي طعمه دم جنبان شده

در وجود انسان اين ميلها خفته اند و چون بوي مردار به آن رسد بيدار مي شود و ملت آلماني را که از فرهيخته ترين ملل دنيا بود و بزرگان فراواني را در خود پرورش داد به مردمي خونخوار و تابع هيتلر تبديل نمود اما اگر بوي خوش به آن رسد اين ميلهاي خوب است که بيدار مي شود:

بوي خوش تو هر که ز باد صبا شنيد

از يار آشنا سخن آشنا شنيد

يا رب کجاست محرم رازي که يک زمان

بنشيند و آن دهد که چه گفت و چه ها شنيد      حافظ

و اين اصول برتر روانشناسي را در ۳۷۴۲سال پيش انساني بنام  زرتشت پيدا مي شود و براي انسانها در تمام ادوار بشر راه بهزيستي را نشان مي دهد که ميلهاي خويش را در پرتو راستي و اشا زير فرمانروايي خرد نيک قرار دهيد . اما بايد توجه نمود که رياضت کشي و ترک دنيا براي رسيدن به اين مقام مطلقا در آيين زرتشتي راهي ندارد (( هر که دانه بکارد اشويي کاشته است اي انسان اگر زمين را شخم نزني و در آن دانه نکاري همانا گرسنه خواهي ماند و بر در بي مايگان خواهي ايستاد ))

بدست آوردن شهريور به هر انسانی توانايی اهورايی را می بخشد که هيچ چيز نمی تواند آن را از بين ببرد در جهان مادی نيز نگهبانی فلزات به اين فروزه نسبت داده شده(جشن شهريورگان جمعه ۳۰ امرداد ۱۳۸۳) چرا که فلزات نيز هيچ گاه از بين نمی روند و آتش هر چقدر بر آنها قرار گيرد محکمتر و قدرتمندتر نيز می شوند  فلسفه قرار دادن سکه  در سفره هفت سين نيز شهريور می باشد  در آيين زرتشت نيازمندترين انسانها کسانی می باشند که از راه راست منحرف شده باشند و بايد داد و دهش ما به آنها خشترا باشد. اهورايی باشيد و شهريور گونه .

پاينده ايران

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 14:55  توسط آروین اشون کیانی  | 

***جشن تیرگان***

روز تیر از ماه تیر ، سیزدهمین روز از تیر ماه باستانی ، 10 تیر خورشیدی.

سیزدهمین روز از هر ماه زرتشتیان تیر یا تشتر نام دارد و روایت است که به باریدن باران کمک می کند .در ماه تیر هنگامیکه روز تیر فرا می رسد آن روز را جشن تیرگان می نامند. تیرگان یکی از بزرگترین جشنهای ایران باستان است. روایت است در زمان منچهر شاه پیشدادی چون افراسیاب تورانی بر منوچهر پیروز شد و او ار در تبرستان محاصره نمود (1) طرفین حاضر به سازش شده و قرار بر این شد که از قله دماوند آرش جوان دلیر ایرانی تیری به چله کمان نهد و تیری را پرتاب نماید.این تیر در کنار رود جیحون بر تنه درختی نشست و مرز ایران و توران مشخص شد. داستان دیگری که درباره جشن تیرگان آمده  ، آن است که در زمان ساسانیان و پادشاهی فیروز ، هفت سال در ایران خشکسالی روی داد و در چنین روزی مردم روی به بیابان آوردند و با نیایش خود از پروردگار آرزوی باریدن باران کردند و پس از آن بارش باران شروع شد  و به شادی آن در چنین روزی ایرانیان بر هم آب می پاشند. آیین برگزاری این جشن بدین گونه می باشد که چند روز پیش از جشن تیرگان تمام خانه را از درون و برون پاکیزه می نمایند. و صبح روز جشن همه آب تنی نموده و لباس نو می پوشند. آنچه ویژگی این جشن می باشد تار نازکی از ابریشم هفت رنگ و سیم نازک و ظریفی بهم می تابند که به نام تیر و باد  مشهور است که شاید نشانه رنگهای رنگین کمان در آسمان معروف به تیر و کمان آرش باشد. زرتشتیان این تار را در بامداد روز تیر به مچ دست خود می بندند و 10 روز بعد در روز باد به باد می دهند.

(1)برای جشن تیرگان چنین روایت است که افراسیاب چون به کشور ایران تاخت ، منوچهر شاه را در تبرستان به محاصره درآورد  ، این محاصره مدتی دوام یافت چونان که شاه و سپاهش از نظر معاش و خوراک در تنگنا قرار گرفتند . در مذاکراتی که در مورد صلح بین منوچهر و افراسیاب واقع شد شاه ایران پیشنهاد کرد که جهت تعیین مرز به اندازه مسافت پرتاب یک تیر از سوی تیرانداری از سپاهش موافقت شود . سرکرده تورانیان قبول کرد . امشاسپند برای شاه ایران پیتم آورد که دستور دهد کمان ویژه ای بسازند و پرتاب کننده آن را نیز نام برد . به فرمان شاه آن مرد را که آرش نام داشت را حاضر کردند . مردی بود زرتشتی دیندار و نیک کردار . آرش آماده شد و پوشاک از تن درآورد و روی به شاه و مردمان گفت : پیکر مرا ببینند که از هر زخم و عیبی پاک است می دانم که چون تیر را بیندازم پیکرم پاره پاره خواهد شد . پس برهنه شد و آن کمان را با نیرویی که خداوند به وی بخشیده بود آن چنان کشید که تا نهایت زه باز شد و تیر را رها ساخت . آنگاه چنان که گفته بود بدنش پاره پاره شد و بمرد . آن تیر از کوه رویان به دورترین نقطه خراسان بر گردو درختی نشست و منوچهر و افراسیاب طبق قرار قبلی بدین مرزی با هم صلح کردند . آنگاه مردمان به یادبود چنین ماجرایی روز تیر از ماه تیر جشن تیرگان بر پا کردند.

کجایند آرش هایی که برای میهن این چنین کاری کنند . مزدا پرستان اینانند. درود بر آرش نیک کردار.

 

 

                                    آرش بزرگمرد میهن دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 14:54  توسط آروین اشون کیانی  | 

***جشن امردادگان***

روز امرداد  از ماه امرداد  هفتمین روز از امرداد ماه باستانی ، 3 امرداد خورشیدی.

واژه اوستایی امرداد  امرتاته (Amertata) است که به چم بی مرگی است .و اگر الف آن را پیشوند نفی است از قلم بیندازیم معنی آن عوض شده و فرشته بی مرگی و جاودانگی به دیو نیستی و مرگ تغییر شکل می دهد. زیرا همانطور که امرداد به معنی بی مرگی است ، مرداد به چم مرگ و نیستی است.بنابراین شایسته است که این کلمه را امرداد بخوانیم و چون امرداد فرشته جاودانگی و بی مرگی است ، در عالم جسمانی نگهبانی نباتات و روییدنیها با اوست . نیاکان ما در این روز به باغ ها و مزار خرم و دلنشین می رفتند و پس از نیایش به درگاه  اهورامزدا طی مراسمی این جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن طبیعت برگزار می کردند.

امردادروز در امرداد ماه که روز هفتم است جشن امردادگان می باشد و به تاريخ خورشيدی برابر ۳ امرداد ماه است  اين  جشن متعلق به  امشاسپند امرتات که مظهر جاودانگی و تندرستی و دير زيستن است

بطوريکه در بحث امشاسپندان توضيح داديم اين فرشته نماينده آخرين مرتبه کمالاتست . صفات پاک فرشته امرداد و توجه او نسبت  به آبادی زمين و پاکی و نظافت بطور مشروح بيان شد  نظر به همان صفات پاک و پسنديده است که ايرانيان اين روز را جشن می گرفتند و به شادی می پرداختند و خود را برای پيروی از فرشته مذکور آماده می ساختند .ابوريحان در صفحه ۲۵۰ ترجمه فارسی آثارالباقيه می نويسد ((امرداد ماه روز هفتم آن امرداد روز است و آنروز را بواسطه اتفاق افتادن دو اسم با هم جشن می گرفتند معنای امرداد آنست که مرگ و نيستی نداشته باشد امرداد فرشته ايست که بحفظ گيتی و تربيت غذاها و دواها که اصل آن نباتات است و زائل کننده گرسنگی و ضرر و امراض می باشد موکل است))

نياکان ما در اين روز به باغها  و مزارع خرم و دلنشين می رفتند و پس از نيايش به درگاه اهورامزدا اين جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن طبيعت برگزار می کردند. جشن امردادگان بر تمامی ايرانيان فرخنده باد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 14:54  توسط آروین اشون کیانی  | 

***جشن خوردادگان***

روز خورداد از ماه خورداد ششمین روز ماه خورداد باستانی ، 4 خورداد خورشیدی.

واژه خورداد در اوستا هه اروتاته ( Haorvatat) آمده است و نام یکی از امشاسپندان است که رسایی و کمال معنی می دهد. نیاکان ما در این روز به سرچشمه ها یا کنار رودها و ساحل دریاها می رفتند پس از ستایش اهورامزدا روز را با شادی و سرور با خانواده و دوستان می گذراندند.

واژه خورداد به چم رسایی است.

مزدا اهورا با شهرياری و مهر خود به کسی که رفتار و گفتارش در پرتو انديشه نيک و بهترين منشها بر پايه راستی  باشد رسايی و جاودانگی بخشد. هات ۴۶ بند۱

هه اروتاته (haorvatat)خرداد که به معنای رسايی و کمال است .اهورامزدا گوهر کمال است او همه خوبی ها را در خود دارد و همه خوبی ها را از خود می دهد کمال نمادی از خود شناسی اهورامزداست .آدميان می توانند با کوشش در راه رسيدن به کمال با به کار بردن خرد (بهمن)و کارکرد به راستی (اشا )و مهر ورزی(سپنتا آرميتی)توان اهورايی بدست آورده (شهريور) و در راستای کمال (خورداد) راه پی موده خود را شناخته و به خدا برسند (امرداد)  امرتات به معنای بی مرگی است اهورامزدا بی آغاز بی پايان و جاودانی است  در اوستا امرتات و هاوروتات  بيشتر جاها با هم آمده اند و اين نشانه آن است که راه رسيدن به جاودانگی نايل شدن به خودشناسی و  رسايی و کمال است و آدمی ميتواند  با خرد و راستی و مهرورزی به توانايی سازنده دست يافته و با آن توانايی به رسايی و سرانجام به جاودانگی برسد. استاد وحيدی درباره خورداد می گويند: هاوروتات به معنای کمال است که پارسی آن ميشود رسايی ما اگر بهمن را آغاز کنيم و ارديبهشت را انجام دهيم شهريور شهرياری بر ميل و سپنتا آرميتی را  نيز پشت سر بگزاريم می رسيم به رسايی 

دانه ای از حبس خاک آزاد شد           سر بر آورد و حريف باد شد

برگها تا شاخه ها  بشکافتند              تا به بالای درخت بشتافتند

جانهای بسته اندر  آب و گل               چون رهند از آب و گل با شاد دل 

در هوای عشق حق رقصان شوند       همچو قرص برگ بی نقصان شوند    

                                                                                                  مولانا

 

و اين همان خورداد است و انسان موجودی است بسته در جهان مادی و در اين جهان مادی روان و انديشه دارد و بايد در اين جهان مادی از کودکی همگام با پرورش قوای جسمانی نيروی معنوی و خرد و روان خود را تکامل دهد تا در پهنه مادی اگر جوان و بلند بالا  شود به همان اندازه نيز نيروی معنوی او نيز به رسايی رسد اين جهان بی کران در وجود هر انسانی است  و اين همان خرد کل است  و معنای اهورامزدا (هستی بخش دانای بزرگ) در هر چيزی دانش و خردی است و انسان بايد در پهنه معنويت ببالد و از سپنتا آرميتی قدم فرا نهد و به اين کمال رسد و اين گاتها دستور العملی است برای من انسان که چگونه نيک زندگی کنم  و جاودانه گردم و ما بايد اين مفاهيم را از آن خارج کنيم از جنبه تئوری و پندار و خرافات به جمبه عملی و کاربردی آن برسيم و اين دستورات برای من انسان است از ۳۷44 سال پيش تا به امروز برای هر زمان و هر مکان و هرگز رنگ کهنگی به خود نخواهد گرفت اما درباره امرداد که واژه بسيار پر معنايی است ـ ا ـ پيشوند نفی است و مرت يعنی مردن و امرتات يعنی بی مرگی و جاودانگی آيا من انسان جاودانه ام؟ برای پاسخ به شاهنامه رو می آوريم جمشيد در شاهنامه زمانی که در زمينه زندگی مادی به کمال و پادشاهی رسيد منی و خودپسندی در او پديدار شد و در اثر غرور خود را خدا ناميد و نتوانست خود را به امرداد رساند  

چون اين گفته شد فر يزدان از او         گسست و جهان شد پر از گفتگوی

و نتيجه آنرا ميدانيم  که به فنا و نيستی گرفتار شد .در مقابل کيخسرو  را داريم و او نيز به اين قدرت رسيد اما در خرد خود انديشيد که مبادا اين قدرت و شکوه مرا نيز همچو جمشيد فريب دهد:

گرايم به  کژی  و  نابخردی                   ز من  بگسلد  فره ی  ايزدی

و مردم را جمع کرد و با آنها در ميان گذاشت و به آنها گفت در من اين ترس پديدار شده  :نبينيد ديگر مرا جز به خاک .  رفت و در کوه ناپديد شد و اينان گردان و پهلوانان بودند و کی خسرو به امرداد رسيد و بايد اين منی و خود پسندی شود ما ، مسيح می فرمايد همسايه خودت را مانند خودت دوست دار يعنی من خودت ما شود.

خورداد در دنيای مادی نگهبان آبهای روان می باشد چرا که آب نيز همانند آتش برای ايرانيان ارزش بسياری دارد و قابل احترام است و معادل آن در ميترائيسم آناهيتا از دير باز در فرهنگ ايرانی وجود داشته در عين حال زلالی و بی عيبی را در آب می توان مشاهده کرد و فلسفه قرار دادن  کاسه ای آب بر سفره هفت سين نيز خرداد است اما برای امرداد ايرانيان سرو را برگزيدند چرا که سرو هيچگاه از بين نمی رود و هميشه تازگی دارد  و هر کسی را که به خاک می سپردند بر سر او سرو می کاشتند سرو نيز در فرهنگ ايران جايگاه بسياری دارد مانند سروی که بدستان اشو زرتشت کاشته شد اما بوسيله خليفه تازی با وجود مخالفت و مقاومت بسيار زرتشتيان  قطع گرديد سرو به عنوان نماد و درخت ملی ايرانيان بشمار می آيد همانطور که نخل برای اعراب اين حکم را دارد . همچو سرو  باشيد و رسا و جاودان .                                                             

پاينده ايران

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 14:52  توسط آروین اشون کیانی  | 

***جشن اردیبهشتگان***

روز اردیبهشت از ماه اردیبهشت سومین روز از اردیبهشت ماه باستانی ، 2 اردیبهشت خورشیدی.

اردیبهشت با فتح الف در پارسی دری می باشد. اردیبهشت از واژه اشاوهیشتا (Asha Vahishta) نماینده اشویی است . ایرانیان باستان در این جشن لباس سفید که نشانه پاکی می باشد بر تن می نمودند و در آدریانها ( آتشکده ها ) به خواندن اردیبهشت یشت ( قسمتی از اوستا ) و نیایش اهورامزدا می پرداختند. امروزه نیز زرتشتیان این روز را گرامی می دارند.

هر کسی در اين جهان بايد برابر آيين ازلی اشا يا راستی که بنياد زندگی را تشکيل می دهد رفتار کند هات ۳۳ بند ۱

اردیبهشت ماه پاکی و راستی است.

اشاوهيشتا يا امشاسپند ارديبهشت  که به معنای راستی والاست .قانون دگر ناپذيری است که آفرينش را نظم می دهد اشا نشانه خواست اهورايی است . اشا راه راستی است و پويندگان آن راه به خوشبختی می رسند. اشا در خرد اهورامزدا پديد آمد و با راستی و داد يکی است از اين رو اشاوهيشتا به معنی گوهر داد هم است .دين زرتشتی دين راستی و داد است که همه جا با دروغ در جنگ است از اين رو اشا گوهر دين زرتشت هم است .در آيين زرتشت قانون الهی با قانون طبيعی يکی است و آن اشا است(کنش قانونی که با راستی و داد يگانه است) .اشا ميزان و شاخص است. اين آدمی است که بايد اعمال خود را با اشا هماهنگ کند .اشا داده اهورامزدا و خود اهورامزداست. اشا در کارهای آدمی دخالت ندارد .آدمی از آزادی گزينش (اختيار) برخوردار است ولی نتايج کار آدمی با ميزان اشا سنجيده می شود .اشا ميزان سنجش چند و چونی است .هر کس با آگاهی از نتايجی که بر هر عملی  بار است می تواند راه خود را انتخاب کند .به بيان ساده تر اشا بيانگر هنجارها و قانون های حاکم بر جهان هستی است و هر کس بايد با انديشه نيک اين راه درست زيستن را انتخاب کرده و بر طبق راستی رفتار نمايد و از کجروی پرهيز کند چرا که طبق قانون اشا نتيجه اعمال خود را درو می نمايد و اين ميوه کارکرد خودشان است نه مجازات خداوند .چرا که اهورامزدا خوبی و داد مطلق است و بدی در او راه ندارد خداوند کينه توز و انتقامجو نيست او خشم نمی شناسد و از اين رو مورد پرستش است .آنان که بدی می کنند محصول کار خود را که همان بدی هست دريافت می کنند. بارها شاهد بودم که بسياری از دوستان دين زرتشت را دينی کهنه و  متعلق به زمانهای گذشته می دانند اما در پاسخ به اين عده می توان گفت بر طبق قانون اشا انسانها بايد خود را با هنجار ها و نظمهای پيرامون خود هماهنگ سازند دين زرتشت بر خلاف ديگر اديان  برای جزئيات تصميم گيری نمی نمايد اصول کلی در گاتها بيان گرديده اما جزئيات به خرد و دانش واگذار شده تا بتوانند خود را همگام با زمان تطبيق دهند و همراه سازند . در ديگر اديان اصولگرايان هميشه با تجدد خواهی مشکل دارند زيرا هر  تغيير و تجدد خواهی که  سنت مذهب را بهم  زند باطل است .همانند تعطيلی کليه امور  در روزهای شنبه در دين يهود که در دنيای امروز امکان آن نمی باشد و يا مجازات قصاص که  ديگر حتی در ميان وحشی ترين قبايل آفريقا امری خلاف حقوق بشر شمرده می شود.  و يا محدود نمودن زنها در فعاليتهای اجتماعی که متاسفانه امروز در جامعه ايران با اين ديد سنت گرای حاکم نيمی از پيکره آن فلج گشته و بخاطر همين تعصبات خشک است که در کاروان ورزشی ايران در المپيک تنها شاهد حضور يک زن آن هم بصورت نمادين هستيم   در دين زرتشت اين تنگناها در عمل پيش نمی آيد .اشا قانون تکامل است پيشرفت علم و تکنولوژی لازمه اشا است پذيرش پيشرفت و نو گرايی دين داری است نه دين ستيزی و دو اصل پويايی آفرينش (سپنتا مينو )و پويايی پيشرفت(اشا)نو گرايی را جزء جدا ناشدنی از سنت ايرانی و زرتشتی کرده اند .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 14:51  توسط آروین اشون کیانی  | 

***جشن فروردینگان***

روز فروردین از ماه فروردین ( تعطیل رسمی زرتشتیان ) 19 فروردین خورشیدی .

نخستین جشن ماهانه در سال جشن فروردینگان نامیده می شود . این جشن به یاد فروهر پاکان برگزار می شود . زرتشتیان در این روز به آرامگاه می روند و از موبدان می خواهند برای شادی روان  و فروهر درگذشتگان اوستا بخوانند و برای درگذشتگان خود درود می فرستند. زرتشتیان جشن فروردینگان را فردوگ(Frodug)   هم می خوانند.

فروردین به نام فروهر ماه نیکی و راستی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 14:49  توسط آروین اشون کیانی  |